*زوایائی پنهان *
رضا هم مانند هزاران هزار فرد دارای اختلال طیف اتیسم ، در دنیائی خود زندگی می کند .
دنیائی که جواز ورود به آن را به کسی نمی دهند ؛ مگر با گذر واژه های "مهربانی بی شائبه " و "صبوری بی پایان " .
به همین دلیل است که والدین ( و شاید بهتر است بگوئیم : تنها ؛ والدین ) می توانند در زوایای پنهان و گاه تاریک دنیای فرزندشان همه آنچه را که ما در دنیایمان با چراغ در جستجوی آنیم - و کمتر می یابیم - را بی واسطه ای ، در فرزندشان کشف کنند مواردی مانند : صداقت ؛ پاکی ، راستی ، درستی ، بی ریائی و ...
درباره نمایشگاه
و اما همه آنچه را که در این نمایشگاه کوچک می بینیم . سادگی در نگاه است و بی پروائی در ترسیم .
اگر رضا کلام داشت و می توانست در مصاحبه ای در مورد برپائی نمایشگاهش ، سخن بگوید ؛ احتمالا به این کلمات بسنده می کرد :
من رضا هستم . این ها را من کشیده ام . چون دوست داشتم .
لطفا نظرتان را در مورد این نمایشگاه برای رضا بنویسد
روزی پرواز خواهم کرد از این درخت ؛ می دانم
شلوغی دلنشین یک باغچه پر از گل
آقا رضوانی ( از مجموعه خانواده رضوانی )
شهلا خانم ، همسر آقای رضوانی ( از مجموعه خانواده رضوانی )
لیلا دختر آقای رضوانی ( از مجموعه خانواده رضوانی )
شیدا یا اندوه با موهای طلائی
تک درخت روی زمین کج!! ( نه شیبدار)
آوازه خوانان شهر ما ( الهام از نقاشی گلی محلاتی)
زن و پرنده آبی ( الهام از نقاشی گلی محلاتی)
نگاه کن!! ( الهام از نقاشی فن دونگن)
رنگ کرده ام خود را ، زیبا شدم؟!!
زلف آشفته و ... ( روایتی از غزل حافظ)